محمد رضا واليزاده معجزى

307

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

دو ماه به طول انجاميد . خودمختارى در آذربايجان و در قسمتى از كردستان ، جمعى از اراذل و اوباش لرستان را به هواى طغيان انداخت و به‌طور سرى و محرمانه مشغول فعاليت شدند و حتى نگارنده حدس مىزنم ، نامه‌هايى به پيشه‌ورى نوشتند . لكن خداى ايران نخواست و از ترس خوانين و متنفذين لرستان جرئت نكردند چنين آهنگ ناموزونى را سازى زنند ( تنها عده‌اى جوانان بىتجربه كه وارد عمق مطالب و قضايا نبوده و در واقع مشتى فريب‌خورده بودند ، دم خود را به حزب توده گره زده جسته و گريخته تظاهرات ناچيزى مىكردند كه به بازى طفلان شبيه‌تر از يك تشكيلات حزبى منظم بوده و الحمد اللّه سركوب و بالاخره به مرور منكوب گرديد ) . سرهنگ هاشمى كه با دموكراتها سخت عداوت داشت ، در سال 1324 از لرستان منتقل شد و سرتيپ عبد الله بهرامى كه سوابق مفصلى از خدمت در ميان عشاير تبعيدى داشت و از عمال رزم‌آرا بود با درجه سرهنگى به فرماندهى لشكر لرستان منصوب گرديد . چون دزدى و راهزنى و سرقت در همه‌جا شيوع پيدا كرده بود ، سرتيپ بهرامى در سال 1325 به بخشهاى لرستان مسافرت كرده خوانين و كدخدايان محل را براى دستگيرى سارقين ملزم [ ساخت ] و ضمنا در هربخش مأمورين انتظامات را تقويت و به اندازه كافى سرباز در اختيار آنان گذاشت و نيز افسرانى را مأمور خلع سلاح كرد . بهرامى چون در ميان عشاير خدمت كرده بود روى هم رفته اطلاعات محلى او بد نبود و چون قدرى مزاجش خاكى و درويش مسلك بود هركس ميل داشت با او دوست باشد ولى از آن‌جايى كه هيچ‌كس بىعيب نيست او قدرى خودخواه بود و مىخواست ادارات كشورى هم مثل سرباز مطيع او باشند ، بويژه بخشدارها كه ميل داشت در كارها به او مراجعه كنند . اتفاقا يكى از شاهزادگان قاجاريه را مظفر فيروز ، معاون قوام السلطنه ، به حكمرانى لرستان مأمور كرد ؛ خيلى جوان و بىاراده و ششدانگ در اختيار سرتيپ بهرامى . اين شخص علاوه بر داشتن اصالت خانوادگى مردى بود درس‌خوانده ولى اندكى بىكفايت . او در واقع مجرى اوامر سرتيپ بهرامى بود و از شام تا بام پشت سر او از اين بخش به آن بخش مىرفت . سرتيپ بهرامى كه مىدانست فرماندار مانع كار او نيست ، بخشداريها را در اختيار خود گرفت و هركدام كه بر خلاف ميل او رفتار مىكردند آنها را به وسيله همين شاهزاده ضعيف اذيت مىكرد . ساير رؤساى ادارى كه با چشم خود مىديدند فرماندار مطيع اوامر سرتيپ بهرامى است ، آنها هم تسليم بلاشرط او شدند و قدمى بر خلاف نظر برنمىداشتند . سرتيپ بهرامى كه خود را مالك الرقاب لرستان مىديد ، حسابى دست روى ششدانگ